خاطرات ایام نوروز92

در روز 1فروردین تصمیم گرفتیم به مسافرت برویم با خانه ی پدر بزرگم و3داییم به راه افتادیم...

ادامه نوشته

خاطره ای از یک رز منده

در سال های جنگ اتفا قات زیادی رخ داد تا کشور ما آزاد شد،و حلا بشنویم از یک رزمنده :در اردو گاه بودیم که ناگهان یکی از سرباز ها آمد و گفت:عراقیا...عراقیا... حمله کردند...

ادامه نوشته